عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

24

عوارف المعارف ( فارسى )

الجنيد - قدس اللّه روحه - « الصّوفى كالأرض ، يطرح عليها كلّ قبيح و لا يخرج منها الّا كلّ مليح » يعنى : صوفى چون زمين باشد ، كه پليدى مىستاند ، و پاك باز مىدهد . و اقوال مشايخ - قدس اللّه ارواحهم - در معنى تصوّف ، افزون آيد بر هزار قول ، كه نوشتن آن دشوار باشد ، امّا اين اختلاف ، در لفظ باشد نه در معنى . و ببايد دانست كه صوفى آن باشد كه دايم سعى كند در تزكيهء نفس و تصفيهء دل و تجليهء روح ، چنان كه لحظه‌اى از آن فاتر نشود ، و اگر يك ساعت از آن غافل شود ، به حجاب‌هاى بسيار محجوب شود . و اللّه اعلم بالصّواب . باب ششم در بيان نام نهادن ايشان بدين اسم قال انس - رضى اللّه عنه - كان رسول اللّه - صلعم - يجيب دعوة العبد و يركب الحمار و يلبس الصّوف - يعنى : رسول خداى - صلعم - كه خواجهء عرب و عجم بود و كارگزار ديوان قدم بود ، و منصب امامت به نعت استقامت حاصل كرده بود ، با اين قدم [ تقدم ] جواب بندگان بازدادى ، و از غايت عجز و شكستگى بر خر نشستى ، و لباس صوف در پوشيدى . و قيل : انّ عيسى - عليه السّلام - كان يلبس الصّوف [ و ] الشّعر و يأكل من الشّجر و يبيت حيث امسى . يعنى : عيسى عليه السّلام - لباس صوف پوشيدى ، و به قوت به ثمرهء درخت قناعت كردى ، و در هر موضع كه شبانگاه برسيدى ، فروآمدى ، و از آنجا در نگذشتى . و در خبر است كه موسى عمران عليه السّلام - آن روز كه به مناجات با حضرت عزّت در مقام خلوت حاضر شد ، لباس وى از صوف بود ، و سراويل وى از صوف بود ، و كلاه كه بر سر داشت هم از صوف بود ، و نعلين كه در پاى داشت ، از پوست خر بود دباغت ناكرده . و منقول است از حسن بصرى - قدس اللّه روحه - كه گفت : هفتاد بدرى را دريافتم ، و همه لباس صوف داشتند . بدين سبب صوفيان از جملهء لباس‌ها ، صوف اختيار كردند ، متابعت انبياء و اولياء و اصحاب صفّه را . و از روى لغت ، اين نسبت درست است ، چنان كه گويند : تصوّف يعنى : فلان صوف در پوشيد . يا تقمّص يعنى : پيراهن در پوشيد ، و اصحاب صفّه ، از بهر ترك زينت و آرايش دنيا ، اختيار آن كردند ، و چنان مستغرق امور آخرت بودند كه از دنيا به لقمه و خرقه‌اى قناعت كرده بودند . و بعضى گفته‌اند كه : از بهر [ آن ] اين نام برايشان نهاده‌اند ، كه ايشان از غايت افتقار و نياز ، خود را چنان ذليل و خوار دارند ، كه خرقه يا پارهء صوف كه در راه افتاده باشد ، و مردمان بدان هيچ التفات نكنند ، ايشان بردارند . و بعضى گفته‌اند كه : از بهر [ آن ] اين نام برايشان نهاده‌اند كه اجتماع و مصاحبت ايشان با يكديگر ، مشابهتى و مشاكلتى دارد با اصحاب